1.فروردین .1390 _____________ 25 .اسفند1390
عزیزم
سال داره تموم میشه
و از داشتنت خیلی خیلی از خدا ممنون هستیم.
امسال هم گذشت و مثل هر روزی که وقت اذان ظهر به خودم میگم امروز هم تموم شد...
خیلی چیزها هست که دلم میخواد بگم و بنویسم ولی حسابی در سکوتم
گاهی همینطور میشم دلم میخواد اصلا و اصلا هیچی نگم...هیچی
امروز صبح صدای پرستو هارو شنیدم
به خدا گفتم زود باش اون خبر خوبها رو رد کن بیاد
متظر تلنگرم از طرفش
هم برای خودم و هم برای ایرانم که امیدم به سروش هست و شاید پیک صبا
خداکنه سال جدید التهابات کم بشه !!! یعنی میشه؟
پس تکلیف این همه قاصدکی که دیدم چی میشه ؟ ؟
چند روز دیگه به اخر سال مونده
شاید روزهای آخر امسال، سکوتم بشکنه و حوصله نوشتن پیدا کنم
اما با تو به پیشواز عید رفتم
سبزه هام خوب سبز شد . الان 2 سال هست خودم سبزه سبز میکنم و اتفاقا خوب هم میشند ...خوب قد میکشند ..خوب باهام راه میاند
ترمه جونم ...عزیزم ..دوستم شدی حسابی
..دوست خویم خیلی خیلی دوستت دارم

این عکس سبزه های سه روزه ام است 19 رو زاز اسفند گذشته بود که عکسهارو گرفتم ...به همراهی تو

قربوووووون اون دستهای مهربون کُپُلت برم



1.فروردین .1390 _____________ 25 .اسفند1390
